سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
11
تحفة الأحباب شرح فارسى بر تشريح الافلاك ( فارسى )
سپس كرهء زمين قرار گرفته كه مركز ثقل آن بر مركز عالم منطبق است و لازمهء اين انطباق آنست كه اگر جسم ثقيلى بر زمين از جانبى به طرف مقابلش حركت كند ، زمين بر خلاف جهت آن جسم حركت نمايد . شرح قوله : و يحيط بكلّ من التّسع : يعنى بهريك از كرات و افلاك . قوله : سطحان متوازيان : يكى سطح اعلا به صورت محدّب و ديگرى سطح اسفل بمانند مقعّر مانند شكل ( 3 ) . ش « 3 » [ فلك كلى و شرح آن ] قوله : و هى الافلاك الكلّيّة : ضمير « هى » به افلاك نهگانه راجع است ، و مقصود از فلك كلّى طبق فرمودهء خواجهء طوسى ( ره ) در شرح اشارات آنست كه از آن يك حركت ظاهر شود اعمّ از حركت بسيطه يا مركّبه . برخى ديگر در تعريف آن گفتهاند : فلك كلّى آنست كه جزء فلك ديگر نباشد . مصلح الدّين لارى در انتقاد به اين تعريف گفته است : اين تعريف بر جوزهر قمر و مايل آن نيز صادق است با اينكه اين دو از افلاك جزئيّه مىباشند . سپس بر تعريف مرحوم خواجه دو ايراد وارد كرده و گفته است : بر تعريف محقّق طوسى دو اشكال وارد است : 1 - مشتمل است بر مسامحه ، زيرا حركت بسيطه را در مقابل مركّبه آورده .